یه جایی خوندم عشق یعنی به هم نرسیدن،دور از هم بودن و به یاد هم گریه کردن. دنیای منه نداشته باشم. اینهمه دوری و اشک ریختن کافی نبوده؟ آخه دیگه اشکی برام نمونده!!!
الان بارون گرفته وقتی بارون میگیره دلم آروم میگیره صورت زیبای تو خاطرات با تو بودن دوباره جون میگیره
تا کی عاشق باشم و از عشقم دور؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور …..؟ تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم…؟ تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد! تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود نگاه کنم و تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام ! یک خسته دلشکسته یک عاشق دور از معشوق…. عاشقم ! یک عاشق دیوانه بی سر و سامان ….. تا کی باید کنج خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟… تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است! تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟ تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که معشوقش در کنارش نیست! تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم…. و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی خیس وقلبی غمگین زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟
29 بهمن روز سپندارمذگان روز عشق و مهرورزی بر همه مهرورزان و عاشقان مبارک باد این مثل را شنیده اید:کلاغ اومد راه رفتن کبک رو یاد بگیره را رفتن خودش هم یادش رفت! به نظرتون مصداق ما نیست؟هست! در ایران باستان، ازصدها سال پیش ، روزی به نام روز عشق بوده است ...
Hi ! گاهی، اوقات تعجب می کنیم که چرا حتی بدون آنکه هیچ متنی در آن درج کنند وقتی خیلی مشغله دارید حدس بزنید چکار می کنید وقتی حرفی برای گفتن ندارید وقتی حرفی برای گفتن دارید To let you know that : پس بدانید که : شما هنوز در خاطرش هستید guess what you get ? پس در اینصورت حدس بزنید چه دریافت میکنید؟ پس عزیزان من بدین معناست
یکی بود یکی نبود.توی این دنیای نامرد یک دختر نابینا بود که یک دوست پسر داشت.دختر قصه ما این پسر رو خیلی دوست داشت و همیشه بهش میگفت:اگر من چشمام بینا بود تا ابد با تو میموندم.یه روز یکی پیدا شد و دوتا چشمهای خودش رو به دختر داد.دختر وقتی بینا شد اولین کسی رو که دید دوست پسرش بود ولی فهمید که اونهم نابیناست.دختر که حالا دیگه چشمهاش بینا شده بود و همه چیز رو میدید یک روز روبه پسر کرد وگفت:دیگه نمیخوام ببینمت از پیشم برو! پسرقلبش شکست وقتی داشت میرفت با لبخند تلخی گفت : مواظب چشمهای من باش!
اگر از عکسها لذت بردید نظر بدهید تا بازهم در وبلاگ قرار بدهم.
من نیز همینطور بودم مانند تو غمگین نه اینکه خود میخواستم رفتار مردم و برخورد خودم اینچنینم کرده بود روزها بود که دیگر از خودم خسته شده بودم از اینکه از زندگی جز فکر کردن به رفتارهای ناهنجار مردم گرفتاریهای مردم فقر و ظلم غیر از غصه و غم نصیبم نبود کاری هم در جهت تغییر از دستم برنمیآمد عشق در وجودم مرده بود با اینکه رویای همیشگیم عاشق شدن و عاشق ماندن بود روزی زمانش فرارسید همانند میوه ای کال که روزی میرسد تصمیم گرفتم عوض شوم نه اینکه نسبت به محیطم بی تفاوت شوم نه بلکه با واقعیت زندگی کنم عشق را در قلبم پذیرا شوم و از نعمتهای خداوند بهره ببرم از تمام زیباییهایی که خلق کرده رنگهای زیبا در طبیعت و تمام زیباییهای دیگر نییت کردم: میخواهم نو شوم الگوهای رفتاریم را عوض کردم ظاهرم را به طرف زیبایی و شادی تغییر دادم بر مغز خود حاکم شدم باور کردم که میتوانم انسان دیگر و مثبتی شوم در مورد همه چیز و همه کس داوری مثبت کردم اندیشه ام را مثبت کردم زیرا ذهن تولید فکر میکند فکر تولید احساس میکند و احساس موجب رفتار میشود از خودم تصویر زیبایی در یک قاب در ذهنم ساختم و آنرا بر دیوار دلم آویختم انتقاد پذیری و انعطاف پذیری راسرلوحه برخوردم با دیگران قرار دادم در لحظه ها زندگی کردن را پذیرفتم به معنای امروزی در لحظه ها حال کردم شاد بودن را تمرین کردم از مطرح کردن اختلافات اجتناب کردم از جملات مثبت در گفتارم استفاده کردم زیبا راه رفتن را تمرین کردم و برآن پافشاری کردم وبالاخره صبح را زیبا شروع کردم لباس نو پوشیدم و دوباره متولد شدم! و عشقم را یافتم
اگر گناه وزن داشت نجوایی با خدایم خیلی وقتها دوست دارم باهات درد دل کنم خیلی وقتها دلم میخواد باهات راز و نیاز کنم ولی نمیدونم چی مانع میشه .خدای من کاش میشدتو فقط مال من باشی ولی میدونم که خیلی خودخواهیه.گاهی اونقدر درمونده و ناامید میشم که فکر میکنم دیگه ازیادت رفتم فکر میکنم انقدر سرت شلوغه که وقت نداری به من توجه کنی ولی بعدش میگم درسته که من خیلی بدم ولی هیچ وقت تورو به عنوان خالقم فراموش نکردم همین بهم دلگرمی میده.یه حسی ته قلبم میگه که تو هستی وهمه کارامو زیر نظر داری وکوچکترین حرکت ونیاز من از دید تو پنهون نمیمونه.میگم داری به آدمای خسته تر و درمونده تر ازمن میرسی.وقتی به آدمای خسته تر ودرمونده تر از خودم فکر میکنم یکمی آروم میشم.نمیدونم این آرامش بخاطر شکرگذاریه یا اینکه دلم خنک میشه که آدمای درمونده تر ازمنم هست.چقدر بدجنس میشم گاهی وقتا.تو به آدما عشق و محبت دادی اما فکر میکنم خودتم تعجب میکنی از اینکه این همه نسبت به همدیگه بی تفاوتیم بی محبتی میکنیم جواب خوبی رو بدی میدیم خلاصه اینکه وقتی
با آنکه دوستش داری با عشق بازی کن حتی بازیهای کودکانه. اما هرگز با عشق او بازی نکن و او را کوچک نکن!
لحظه های با تو بودن چه زیباست لحظه های باتو بودن باتو بودن چشم در چشمان زیبای تو دوختن شنیدن از لبانت با صدای مهربانت واژهء زیبای با تو هستم دوستت دارم کنارت دست در دست زیر باران میان دشت صحرا چشمه ساران گلزاران اگر کم گشته این زمان باغ و بوستان ولی یک تک درخت یا شاخه ای گل کنار تو برایم بس زیباست! بزیم تا که هستی در کنارم پس از تو زندگانی نیست برایم!
زیبایی امروز یعنی چهارشنبه در برنامه روی خط بخش فارسی صدای آمریکا موضوع برنامه درمورد زیبایی بود و از بیینندگان و در بخشی با نام نبض مردم نظرشون رو در مورد زیبایی میپرسید. دونکته برای من جالب و قابل توجه بود. اول اینکه اکثر بیینندگان که از ایران بودند درمورد زیبایی رفتند سراغ اعمال جراحی زیبایی و اینکه همه دوست دارند زیبا باشند و مورد توجه قراربگیرند! البته یکی دونفر هم کمی عمیقتر در این مورد نظر دادند. اما دوم:در بخش نبض مردم که از مردم آمریکا در مورد زیبایی سوال شد بدون استثناء تمام سوال شوندگان به نگاه درونی انسان به زیبایی پرداختند واینکه زیبایی برای هر شخصی متفاوت است! نکته ای که برای من قابل توجه بود این بود که چگونه ما ایرانیان که اینهمه به احساسات و حالات درونی و نگاه عارفانه و عاشقانه به اطراف شهره هستیم چنین نگاهی به مسیله ای به این ظریفی و معنوی پیدا کرده ایم اما غربیها که انواع اتهامات سرمایه داری و....را متوجه آنها میکنیم نگاهی زیبا به زیبایی دارند؟ به واقع مارا چه شده است؟آیا درسراشیبی سقوط و انحطاط اخلاقی و عاطفی و معنوی قرار نگرفته ایم؟ آیا این نگاه سطحی و ظاهری که به نوعی میتوان آنرا هوس آلود خواند آینده ما و فرزندان این سرزمین سرشار از زیباییهارا تهدید نمیکند؟ چرا ما باید زیبایی را فقط در یک چهره زیبا و جاذب(شاید هم وسوسه انگیز) ببینیم؟ آیا برای ما هیچ زیبایی دیگری در این طبیعت شگفت انگیز و سراسر زیبا و در وجود این انسانی که اشرف مخلوقات است وجود ندارد؟ آیا دیگر مهربانی برای ما زیبایی نیست؟ آیا خوشرویی و گشاده رویی دیگر یک زیبایی باارزش که هرکسی ازآن بهره مند نیست به حساب نمیآید؟ آیا وفاداری - امانتداری - صداقت - رازداری وخیلی صفات دیگر که امروزه کمتر یافت میشود زیبایی نیست؟ شاید به همین دلیل این زیباییها در جامعه ما درحال نابودی کامل است زیراتعاریف ما از واژگان تغییر کرده. آیا هنجارها جای خود را به ناهنجاریها داده؟ آیا ضد ارزشها جای ارزشهای والا را در جامعه ما گرفته؟ فکر نمیکنید این تغییر رفتار از خطرناکترین ویروسها برای یک جامعه و آینده آن خطرناکتر است؟ نظر شما چیست؟ آیا این مسله برایتان آنقدر ارزش دارد که نظرتان را در مورد زیبایی وتغییراتی که بر رفتارهای اجتماعی ما درحال وقوع است بیان کنید؟ شاید نظرات شما بتواند یک نفر را دگرگون کند
تا کی عاشق باشم و از عشقم دور؟ تا کی اسیر تنهایی هایم باشم و از یارم دور …..؟ تا کی باید به خاطر دوری تو اشک بریزم و حسرت آن دستهای گرمت را بکشم…؟ تا کی باید از خدای خویش التماس کنم تا تو را به من برساند ، نزدیک و نزدیک تر کند و دلم برایت تنگ شود؟ تا کی باید غروب پر درد عاشقی را ببینم و دلم بگیرد! تا کی باید تنهایی به خورشیدی که آرام آرام به پشت کوه ها می رود را نگاه کنم و تا کی باید لحظه ها و ثانیه ها را یکی یکی بشمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد؟ خسته ام ! یک خسته دلشکسته یک عاشق دور از معشوق…. عاشقم ! یک عاشق دیوانه بی سر و سامان ….. تا کی باید کنج خلوت دلم بنشینم و با قلم و کاغذ درد دل کنم؟… تا کی باید دلم را به فرداها خوش کنم و پیش خود بگویم آری فردا وقت رسیدن است! تا کی باید در سرزمین عشاق سر به زیر باشم و چشمهای خیسم را از دیگران پنهان کنم؟ تا کی باید بگویم که عاشقم ، ولی یک عاشق تنها ، عاشقی که معشوقش در کنارش نیست! تا کی باید به انتظارت زیر باران بنشینم و همراه با آسمان بنالم و ببارم…. و تا کی باید با دستهای خالی ، با آغوش سرد ، با دلی خالی از آرزو و امید ، با چشمانی خیس و قلبی غمگین زندگی کنم؟ آری تا کی باید تنها صدای مهربان تو را بشنوم ولی در کنار تو نباشم عزیزم! تاکی؟
دوستی پروانه ای یك شب سرد پاییز یك پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرك و به شیشه زد: تیك! تیك! تیك!
زندگی برایم معنا نداشت تو اومدی معنا گرفت تو در قلبم جاگرفته ای دنیا جایی ندارد پس از تو نیز زندگی نخواهم کرد. با اینکه به زندگی و عمرم اعتباری نیست ولی تا ابد دوستت دارم. گلم در عشق من به تو لحظه ای بیوفایی نیست اگرعاشقانه دوستت نداشتم هرشب تا سحربیدارنبودم. قلب من کلبه عشق توست میسوزد و میسازد وهرگز کسی جز او آگاهی ندارد. قلب من خانهء تو دل من پیش تو عشق من خنده و شادی تو فکر من نگاه و چشمان مهربان تو امید من شنیدن دوست دارم از لبان تو جون من فدای تو نشنیدن دوست دارم از طرف تو برام خیلی خیلی سخته به همون اندازه که نگفتنش برای من چه کسی تورو بیشتر از همه دوست داره؟ الف: من ب:گزینه الف ج:الف و ب د:همه موارد فدای اون دستای گرمی که گاهی اوقات رو طاقچهء دلش قاب قلب من روهم یه دستمال میکشه! آرزوم اینه که برای ابد تو قلبت لونه کنم اما من کجا و قلب تو کجا؟ من بر فرشم تو بر عرش من در خاکم تو بر باد اینروزها عقربه های ساعت همدم صمیمی چشمانم شده! ولی او آهسته میرود ومن دوست دارم با تمام توان و سریعتر اززمان مرا بدست گذشت ایام بسپارد! باتو در عرش جهانم بی تو میخواهم بمیرم باتو من کوهم و قله بی توبیدی بی پناهم باتو قلب من یه دریا بی تو جسم بی حیاتم باتو چشم من چو خورشید بی تو بی فروغ و نورم نمیدونم چرا وقتی بارون میاد چشمای منم بارونی میشه دوست دارم دستای گرمش توی دستام باشه دوست دارم بشینم و به چشمای قشنگ و مهربونش نگاه کنم دوست دارم غرق بشم تو دریای مهربونی قلبش اما..............
عشق و گذر زمان اگر اولین عشق و احساس دوست داشتن در قلبی که پاک است و به تمایلات جنسی - شهوانی و دنیایی آلوده نشده شکل بگیرد و به ثمر برسد هر فردی چه دختر و چه پسر را به کمال میرساند و اگر به شکست بیانجامد سالها طول میکشد تا این قلب آمادگی پذیرش یک عشق واقعی بر اساس محبت و احساسات پاک و به دور از تمایلات و خواسته های جنسی را بدست بیاورد.
دوست داشتن کسی که تورا دوست دارد بهتر - عاقلانه ترو آسانتر از دوست داشتن کسی است که فقط تو اورا دوست داری. من عاشق عاشق بودنم از وقتی که بخاطرم میاد دوست داشتم در کناردوست داشتن همهء مردم عاشق باشم.دوست داشتم یکی باشه که باهمهء وجود عاشقش باشم و یه روزی واقعا فدایی اون بشم. حالا اون هست. نمیدونم چرا هر وقت حرف از دوست داشتن - علاقه و محبت میشه بی اختیار اشکم جاری میشه. افسوس میخورم چرا هرروز که میگذره انسانها احساسات و عواطف زیباشون رو ازدست میدن و به دنیا و مادیات بیشتر دل میبندن. ولی آیا همیشه برای عاشق شدن و درک این احساس زیبا فرصت هست ؟
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره دیگری سیلی زد.
هرچند کلام بزرگان و گذشتگان مانند گنجی گرانبهاست ولی شاید برخی از آنان نیاز به تغییر داشته باشد همیشه از بزرگترها شنیده ایم که: با دیگران آنگونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند. اما من دیگر خسته شدم زیرا هیچکس آنطور که من با او رفتار کردم با من رفتار نکرد از این به بعد میخواهم با دیگران آنگونه رفتار کنم که با من رفتار میکنند! نظر شما چیه؟
سلام: به همهء دوستان توصیه میکنم این فایل بسیار زیبا ودیدنی را دانلود کرده و ببینند.مطمین هستم از دیدن آن لذت خواهید برد وبه دیگران نیز توصیه خواهید کرد.اگر لذت بردید لینک آنرا در وبلاگتان بگذارید. http://s1.picofile.com/file/6338644864/thingsGodwontask2.pps.html قبل از همه این اتفاق جالب را بخوانید هر چند جوک به نظر میرسد ولی واقعیست. دختری با ظاهری ساده از خيابان آفريقا (جردن) تهران می گذشت که پسری در پياده رو به او گفت «چطوری سبيلو ؟» دخترخونسرد، تبسمی کرد و جواب داد: «وقتی تو ابرو بر می داری ، مو رنگ می کنی و گوشواره ميندازی، من سبيل می زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه درست مثل غنچه به هم فشرده بودم غروب كرده بودم...شكست خورده بودم شب شكستنم بود...اگر نمي رسيدي جنازه ي دلم را به خانه برده بودم چه ساده با گريستن خويش زاده مي شويم و چه ساده با گريستن ديگران از دنيا مي رويم و ميان اين دو سادگي معمايي ميسازيم به نام زندگی لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق آری و خیر کوتاهترین کلمات و نیازمند بیشترین تفکر! اگر حوصله دارید یک سرم اینجا بزنید
|
About![]()
فقط برای تو که همه ی خوبیهایی Archivesاسفند 1390بهمن 1390 آبان 1390 خرداد 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 بهمن 1384 Authorsعاشق بارانLinks
♥ღقصـه ے منـــو عشقـمღ♥ LinkDump
دل نوشته های عاشق باران کاربران آنلاين:
بازدیدها :
Alternative content |